مهارت‌های مقابله‌ای

امروز صبح یک مقاله خوب خواندم که ماهنامه الکترونیک مدیریت برام فرستاده بود. برای عضویت در این ماهنامه میتونید به این آدرس برید و عضو بشید. امیدوارم شما هم از این مقاله لذت ببرید
عنوان مقاله مهارت‌های مقابله‌ای
نویسنده فهلی، ابراهیم
زبان فارسی
منبع

روزنامه همشهری،‌ سه‌شنبه 15 شهریور 1384، سال سیزدهم، شماره 3793، صفحه 10.

چکیده

در این مقاله مهارت‌های مقابله‌ای به عنوان یک از مؤلفه‌های اساسی بهداشت روانی مورد بررسی قرار می‌گیرد. مقابله تعریف شده و تدابیر و منابع مقابله‌ای شرح داده می‌شوند. انواع مقابله شامل مقابله کارآمد؛ مقابله متمرکز بر مسئله (مقابله فعال، مقابله مبتنی بر برنامه‌ریزی، مقابله بردبارانه و مقابله جستجوی حمایت اجتماعی کارآمد) و مقابله متمرکز بر هیجان (مقابله مبتنی بر جستجوی حمایت عاطفی، مقابله مبتنی بر تفسیر مجدد مثبت، مقابله مبتنی بر مذهب و مقابله مبتنی بر پذیرش) و مقابله ناکارآمد (پرداختن به احساسات دردناک از طریق تفکر آرزومندانه، استفاده از دارو برای فرار از رنج، تفکر منفی، رفتارهای تکانشی، عدم درگیری ذهنی و رفتاری و مقابله به صورت انکار) شرح داده می‌شوند.

1- مقدمه

با گسترش تکنولوژی و شرایط گذار از جامعه سنتی به جامعه صنعتی به حجم دشواری‌ها و رنج‌های انسان‌ها افزوده شده است و عوارضی چون اضطراب، افسردگی، خودکشی، اعتیاد، طلاق، فرار از تحصیل، احساس پوچی و... را بیشتر از گذشته شاهد هستیم. به موازات این دشواری‌ها روانشناسان و پژوهشگران راه‌های ارزشمندی را در پیش چشم انسان‌های خواستار سلامت گشوده‌اند که تأمین کننده بهداشت روانی آنها باشد. از نظر جورج آلبی (۱۹۸۲) یکی از مؤلفه‌های اساسی بهداشت روانی مهارت‌های مقابله‌ای است، در این نوشته به بررسی این عامل مهم پرداخته شده است.

2- تعریف

از دیدگاه لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) مقابله عبارت است از: تلاش‌های فکری، هیجانی و رفتاری فرد که هنگام رو به رو شدن با فشارهای روانی به منظور غلبه کردن، تحمل کردن و یا به حداقل رساندن عوارض استرس به کار گرفته می‌شود (دافعی ۱۳۷۶).

مقابله، نیازمند بسیج و آماده‌سازی نیروها و انرژی فرد است که با آموزش و تلاش به دست می‌آید، لذا با کارهایی که به طور خودکار انجام می‌شود تفاوت اساسی دارد.

3- تدابیر و منابع مقابله‌ای

تدابیر مقابله‌ای افکار و رفتارهایی هستند که پس از روبه رو شدن فرد با رویداد استرس‌زا به کار گرفته می‌شوند در حالی که منابع مقابله‌ای ویژگی‌های خود شخص هستند که قبل از وقوع استرس وجود دارند، مانند برخورداری از عزت نفس، احساس تسلط بر موقعیت، سبک‌های شناختی، منبع کنترل، خوداثربخشی و توانایی حل مسئله (وفایی بوربور ۱۳۷۸). از جمله امور مهم در این رابطه ارزیابی فرد از توانایی‌های خودش برای رویارویی با مسئله است. این ارزیابی‌ها ممکن است مطابق با واقعیت و توانایی‌های واقعی فرد باشد و یا مطابق با واقعیت و توانایی‌های او نباشد، ولی هر چه هست برداشت‌های فرد از توانایی‌ها و قابلیت‌هایش تعیین کننده اصلی برای مقابله با دشواری‌ها می‌باشد. اگر فرد احساس ناتوانی بکند با وجود همه مهارت‌هایی که آموخته نخواهد توانست از عهده مشکل برآید. ارزیابی افراد از توانایی خود برای رویارویی با مسائل طی سه مرحله شکل می‌گیرد که در شکل دادن به رفتارهای مقابله‌ای خیلی مؤثر است:

  1. در این مرحله فرد به ارزیابی موقعیت پیش‌بینی‌کننده استرس و تهدید می‌پردازد. مثلاً شخص این سئوال را از خود می‌پرسد که آیا موقعیت تهدیدکننده است یا خیر؟
  2. در این مرحله فرد به ارزیابی توانایی خود جهت انجام دادن کاری در ارتباط با موقعیت استرس زا می‌پردازد، در این باره فرد از خود می‌پرسد برای حل مسئله پیش آمده چه می‌توان کرد؟
  3. در مرحله سوم فرد به ارزیابی مجدد موقعیت می‌پردازد که آیا قضاوت او از موقعیت یا منابع موجود برای رویارویی درست بوده است یا نه. او رفتارهای خود را بر این اساس تعدیل و بازسازی می‌کند (دافعی ۱۳۷۶).

3- انواع مقابله

به طور کلی در برخورد با وضعیت‌های استرس زا دو نوع مقابله از طرف افراد به کار گرفته می‌شود:

  • مقابله‌های کارآمد
  • مقابله‌های ناکارآمد

آنچه تحت عنوان مهارت‌های مقابله‌ای مطرح می‌شود همان روش‌های برخورد با مسائل است که از طرف فرد به طور آگاهانه طراحی و به اجرا درمی آید و نتیجه آن حل مسئله و یا افزایش ظرفیت روانشناختی فرد برای از سرگذراندن موفقیت آمیز شرایط بحرانی و دور ماندن از آسیب‌های ناشی از بحران‌های روحی پیش آمده است. مقابله‌های ناکارآمد نیز تلاش‌هایی هستند که گرچه برای مقابله با شرایط دشوار به کار گرفته می‌شوند ولی نوعاً به بدتر شدن اوضاع و پیچیده‌تر شدن وضعیت منجر می‌شوند، لذا نمی توان از این دسته مقابله‌ها به مهارت تعبیر کرد. مثلاً فردی که برای کاستن از استرس به مواد مخدر روی می‌آورد، گرچه نوعی مقابله با استرس و هیجان منفی در کوتاه مدت به وقوع می‌پیوندد ولی باید هزینه این لذت‌های کوتاه مدت را به صورت تحمل اعتیاد و عوارض شوم آن بپردازد (ریو ۱۹۹۷ ترجمه سید محمدی ۱۳۷۶).

3-1- انواع مقابله‌های کارآمد

مقابله‌های مؤثر و کارآمد که ما را در برابر استرس‌ها و شرایط دشوار یاری می‌دهند به دو دسته تقسیم می‌شوند:

3-1-1- مقابله متمرکز بر مسئله

مقابله‌های متمرکز بر مسئله، عبارت از عملکرد‌های مستقیم فکری و رفتاری فرد می‌باشد که به منظور تغییر و اصلاح شرایط تهدید کننده محیطی انجام می‌شود. به بیان دیگر مقابله متمرکز بر مسئله به تلاش‌های فرد برای تغییر وضعیت و گلاویزی مستقیم با مشکل مربوط می‌شود.(پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).

هیچ کس بدون کوشش نمی‌تواند به چیزی دست یابد. تصمیم گیری در مورد این که فرد هنگام استرس چه کار باید بکند نیازمند به قضاوت خود او است، که این قضاوت‌ها متأسفانه به وسیله هیجانات منفی که در اثر تجارب منفی گذشته به وجود آمده‌اند تحت تأثیر قرار می‌گیرند. مثلاً فردی که بحران زده است اگر در گذشته به ندرت تجربه‌ای موفقیت آمیز در تأثیر گذاردن بر دنیا برای تغییر اوضاع داشته و علاوه بر آن افسردگی در او تولید ناامیدی کرده باشد احتمالاً حتی با وجود کارهای فراوانی که می‌تواند برای اصلاح وضعیت خود انجام بدهد در صدد مقابله با مسئله برنمی آید. این افراد به جای این که خود را بازیگر نقش اصلی در زندگی بدانند خود را قربانی اعمال، رفتار و تلقینات دیگران می‌دانند. ناباوری نسبت به کارایی خود مانع بزرگی برای حل مسئله است، چون در این حالت فرد کمترین تلاشی برای حل مسئله انجام نمی دهد (پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).

کامپاز و همکاران (۱۹۸۸) در پژوهشی که در زمینه چگونگی رویارویی نوجوانان با تنش‌ها انجام دادند به این نتیجه رسیدند که افراد در موقعیت‌هایی که از روش متمرکز بر مسئله استفاده می‌کنند کنترل بیشتری بر آن موقعیت‌ها دارند. آنها خاطر نشان کردند که نوجوانان در رویارویی با رویدادهای تنش‌زای تحصیلی بیشتر از روش متمرکز بر مسئله استفاده می‌کنند، چون فکر می‌کنند این تنش‌ها بیشتر قابل کنترل هستند و بر عکس در رویدادهای تنش‌زای اجتماعی به این دلیل که کمتر قابل کنترل هستند عمدتاً روش متمرکز بر هیجان به کار گرفته می‌شود.

در پژوهشی که والینگ و مارتینک (۱۹۹۵) انجام داده‌اند نتیجه گرفتند افرادی که دچار استیصال می‌شوند در فعالیت‌های بدنی و تحصیلی خود کنترل کمتری بر موقعیت دارند. آنها اضافه کردند دانش آموزانی که احساس می‌کنند بر موقعیت تسلط دارند می‌توانند پیامدهای عملکرد خودشان را نیز کنترل کنند و در برابر فعالیت‌هایی که یادگیری آنها مشکل است از روش‌های حل مسئله استفاده می‌کنند (پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).

بر اساس بررسی‌های انجام گرفته روش‌های مقابله‌ای متمرکز بر مسئله در موقعیت‌های قابل کنترل مؤثرتر هستند. در صورتی که برای موقعیت‌های غیرقابل کنترل (مرگ یکی از عزیزان) عمدتاً مقابله متمرکز بر هیجان مناسب‌تر است (دافعی ۱۳۷۶).

در مقابله متمرکز بر مسئله افراد تدابیری را به کار می‌گیرند که به چند مورد از این تدابیر اشاره می‌نماییم:

  1. مقابله فعال: فرآیندی است که شخص در طی آن به طور فعالانه برای تغییر منبع فشار روانی تلاش می‌کند.
  2. مقابله مبتنی بر برنامه‌ریزی: در این نوع مقابله فرد برای کنترل و حل مشکل با تکیه بر فکر و اندیشه خود به ارزیابی راه حل‌های مختلف می‌پردازد و بعد از آن با انتخاب بهترین شیوه به حل مسئله اقدام می‌کند.
  3. مقابله بردبارانه: عبارت است از خویشتنداری و اجتناب از فعالیت‌های ناپخته‌ای که منجر به پیچیده‌تر شدن مسئله و ایجاد اخلال در روند حل مسئله می‌شود.
  4. مقابله جستجوی حمایت اجتماعی کارآمد: هنگامی که فرد خود را برای حل مسئله ناتوان می‌بیند به راحتی از کمک‌های یاورانه افراد دیگر استفاده می‌کند، این کمک به تناسب نیاز و نوع مشکل می‌تواند کسب اطلاعات از طریق خدمات راهنمایی، مشاوره و جذب امکانات مادی یا معنوی از دیگران باشد.

3-1-2- مقابله متمرکز بر هیجان

این مقابله شامل کلیه فعالیت‌ها یا افکاری می‌شود که فرد به منظور کنترل و بهبود احساسات نامطلوب ناشی از شرایط فشارزا به کار می‌گیرد، این مقابله‌ها عبارتند از:

  1. مقابله مبتنی بر جستجوی حمایت عاطفی: تلاش‌های فرد برای به دست آوردن حمایت اخلاقی، همدلی، همدردی و جو تفاهم و احساس درک شدن توسط دیگران را شامل می‌شود.
  2. مقابله مبتنی بر تفسیر مجدد مثبت: ارزیابی مثبت از حوادث و موقعیت‌ها که مبتنی بر نگرش خوشبینانه به رویدادهای زندگی است، این مقابله بیشتر برای اداره و کنترل عواطف و آشفتگی روان به کار می‌رود تا مربوط به منبع استرس باشد (لازاروس و فولکمن(۱۹۸۴).
  3. مقابله مبتنی بر مذهب: در این مقابله فرد برای رهایی از ناراحتی‌های خود به انجام اعمال مذهبی مثل دعا و نیایش، توکل و توسل به خداوند و معصومین(ع) روی می‌آورد. یافته‌های پژوهش مک کری و کتسا نشان می‌دهد که این نوع مقابله برای همه مردم مفید واقع می‌شود زیرا هم به عنوان منبع حمایت عاطفی و هم وسیله‌ای برای تغییر مثبت عمل می‌کند و لذا مقابله‌های بعدی را تسهیل می‌کند.
  4. مقابله مبتنی بر پذیرش: عبارت از یک پاسخ مقابله‌ای کنشی است که در آن شخص واقعیت شرایط فشارزا را می‌پذیرد. این امر در شرایطی که منبع فشار قابل تغییر نیست (فوت یکی از عزیزان) مهم و مؤثر است (کارور و همکاران به نقل از علیمحمدی ۱۳۷۱).

4- مقابله‌های ناکارآمد و غیرمفید

مجموعه‌ای از شیوه‌های مقابله‌ای را دربرمی گیرد که اگر چه برای تغییر منبع فشارها و بهبود احساسات ناشی از موقعیت فشارزا به کار گرفته می‌شوند ولی متأسفانه این شیوه وضع را بدتر می‌کنند و لذا نمی‌توان از این عوامل مقابله‌ای به مهارت مقابله‌ای تعبیر نمود، این مقابله‌ها عبارتند از:

  1. پرداختن به احساسات دردناک از طریق تفکر آرزومندانه: این مقابله شیوه‌ای برای خنثی کردن آنچه اتفاق افتاده می‌باشد. این افکار نوعاً با عبارتی از قبیل: اگر فقط ... یا ای کاش حقیقت نداشته باشد که ... شروع می‌شود. گاهی اوقات این افکار به شکل آنچه باید اتفاق می‌افتاد، اگر فقط... یک روش مقابله‌ای مسکن برای طفره رفتن موقتی از رنج ناشی از حقیقت است، زیان این حالت آن است که هیچ مقدار از آرزوها جای حقایق را نخواهد گرفت و دیر یا زود واقعیت چهره خود را نمایان خواهد کرد. در این حالت زمان و فرصتی که می‌توانست برای یافتن راه‌های جدید مواجهه با واقعیت و مشکل اتفاق افتاده مورد استفاده قرار بگیرد به هدر می‌رود.
  2. استفاده از دارو برای فرار از رنج: گاهی اوقات افراد برای رهایی از رنج ناشی از استرس‌ها و بحران‌ها از داروهایی مانند الکل، نیکوتین، تریاک، هروئین و مسکن‌های خواب آور و ضد افسردگی بدون تجویز پزشک استفاده می‌کند. استفاده از این داروها و داروهایی که اخیراً به این عوامل افزوده شده و با نام‌های مختلف به بازار وارد می‌شود مانند اکستازی خطرات زیادی را به همراه می‌آورد و ضمن مشکل‌تر کردن روند بازسازی روانی اکثراً خود منبع جدیدی برای افزایش رنج برای فرد استفاده کننده می‌شوند، مثلاً الکل موجب از دست رفتن نیروی مهار درونی یا خویشتنداری می‌شود و فرد به هنگام خشم به خشونت روی می‌آورد. استفاده نادرست از مواد بر فرایندهای ذهنی ما هم که قبلاً توسط استرس و هیجان شدید بی‌کفایت شده است به طور جانبی اثر می‌گذارد و توانایی‌هایی مانند قضاوت، برنامه‌ریزی، استدلال و تمرکز که برای حل مشکل لازم است آسیب مضاعف می‌بیند (پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).
  3. تفکر منفی: در این حالت فرد به طور غیر واقع گرایانه‌ای به موارد منفی مشکل تأکید کرده و مشکلات را بیشتر از آنچه هست و به صورت غیرقابل حل ارزیابی می‌کند (پی ستین، می‌یر ،۱۹۸۹ ترجمه علیمحمدی ۱۳۷۱).
  4. رفتارهای تکانشی: به شیوه خاصی از مقابله اطلاق می‌شود که طی آن فرد بدون فکر، اندیشه و ارزیابی درست از آنچه رخ داده و یا رخ خواهد داد فوراً دست به اقدام و عمل می‌زند و نوعاً منجر به بدتر شدن وضعیت می‌شود.
  5. عدم درگیری ذهنی و رفتاری: در این مقابله فرد با انجام رفتارهای متنوع و با رفتارهای مختلف خود را مشغول می‌کند و به این وسیله سعی می‌کند به مسئله فکر نکند، مثلاً سرگرم شدن با یک فرد دیگر، پناه بردن به رویاهای روزانه، فرار از مسئله به صورت خوابیدن و یا تماشای تلویزیون و دیدن فیلم (لازاروس و فولکمن ،۱۹۸۴ به نقل از علیمحمدی ۱۳۷۱).
  6. مقابله به صورت انکار: در این مقابله فرد به گونه‌ای برخورد می‌کند که انگار مسئله‌ای روی نداده است. انکار واقعیت رخ داده و حادثه پیش آمده بر وخامت مسئله می‌افزاید و مانع مقابله مؤثر بعدی می‌شود (ماتیوز و همکاران ۱۹۸۳ به نقل از ابراهیمی ۱۳۷۱).

  
نویسنده : corona ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠
تگ ها : اجتماعی


همکلاسی

بعد از یک دهه و اندی؛ دیدن هم دوره ای های دانشگاه که هر کدوم یک کمی تغییر ظاهری داشتن و روابطشون هنوز به همون قشنگی و گرمی سالهای دانشکده اس، خیلی خیلی خوشایند و دوست داشتنی بود. بعضی ها با همسراشون اومده بودند؛ بعضی هم تنهایی. چهره های جدید هم داشتیم. کسایی که توو دوره های قبلی نبودن، ولی این دوره با خبر شدن و اومدن. نی نی هایی که دوره قبل توو کالسکه و قنداق ما رو همراهی کردن هم، این دوره در حال ورجه وورجه توو سالن و به هم ریختن صندلیا و میزا بودن. خلاصه " آی اونایی که دور دنیا هستین و دلمون هنوز باهاتون نزدیکه؛ جاتون سبز! "

  
نویسنده : corona ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۸
تگ ها : روزمره


پنیر سبز سنگی

امروز هم به دنبال طعم پنیر جدید، سر از غرفهء کاله در آوردم. البته که "پستو" جزو گزینه هایی که تست دارند نبود. و بعد از سروکله زدن فراوان با خانم فروشنده و تست کردن چند مدل دیگه، به دلیل اینکه "پستو" را جزو پنیرهای پر چرب معرفی کرد، خریدمش تا بچشم. الان امتحانش کردم. مزهء هیچی [مطلقن "هیچ.چی!] میده. و اصلن هم کرمدار و کره ای و خوشمزه نیست. عینهو یه تیکه مقواست. اومدم بگم امتحانش نکنید خنثی

  
نویسنده : corona ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٧
تگ ها : روزمره


روزگار ما

پنجشنبه بعد از کارم، رفتم به دیدن دو تا از دوستای دوره دبیرستان که هنوز با هم در ارتباطیم. جای تو هم خالی نازنین جان. ترانه خاطرات خیلی واضحی با تمام جزئیات از اون دوره داشت. برام جالب بود. من اینهمه خاطره با تمام جزئیات توو ذهنم ندارم. جالبه که خاطرات ترانه در مورد من، از خود ِ من کاملتر بودند. خوب باز جای شکرش باقیست که دوستانی دارم که حافظهء ضعیف ِ من رو جبران می کنند. یادم آورد که دوره دبیرستان، سال چهارم، عطای دیپلم را هم به لقایش بخشیده بودم، چه برسد به خواندن برای کنکور! گفت نازنین دعوام کرده و هولم داده که سر عقل بیام و هر جور بوده دیپلم را گذرانده ام. یک هفته مانده به امتحانات نهایی، شروع کردم به خواندن کتاب شیمی ه نو و دست نخورده. :) آره. یادم آمد. ... خووب هم یادم هست که چرا اینطور قید همه چیز را زده بودم. حاج آقا! نظم ات که اینقدر بهش می نازی، بدون برنامه ریزی ای که هیچوقت نداشته ای (و هنوز هم نداری) مفت نمی ارزد. مفت نمی ارزید. مفت نخواهد ارزید. نظم منهای هوشمندی و برنامه ریزی یعنی هیــــــچ؛ یعنی قواعد هر روزه را بدون فکر، تکرار کردن! نظم ه شما که میگه هر روز پنج دقیقه قبل از صبحانه باید چه حرکات نرمشی ای انجام بدهی، بعد طبق همان نظم، میدانی که کدام قرص ها را کجا روی میز بگذاری، هر روز سر ِ همان جای همیشگی، هر روز سر ِ همان ساعت ِ قبلی، و هر روز به همان ترتیبی که دیروز چیده شده بود؛ و به همان ترتیبی آنها را بخوری که دیروز خورده بودی.... این نظم چه ارزش افزوده ای برایت داشته تا بحال؟

  
نویسنده : corona ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٢


هرکول!

آقا ما بدو، شیر ه بدو، ما بدو، شیر ه بدو! بازم من دارم میرم پنجشنبه م را توو قفس ِ شیر بگذرونم ابله

پ.ن. : دوستان گوش به زنگ باشید برای سوم تا پنجم دی ماه . سه روز هم ترازی ه مدار زمین با خورشید داریم. احتمالن روزهای جالبی از نظر تاثیرات نجومی و جوی خواهند بود. برخی پیش بینی های علمی حاکی از تاریکی ه سه روزه در بخشهایی از زمین هستش. چیزی که احتمالن از زمان دایناسورها تا امروز کسی تجربه اش نکرده چشمک

  
نویسنده : corona ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٠
تگ ها : روزمره


گر صبر کنی ...

میدونی یه پنجشنبهء خوب چه جور پنجشنبه ای ه؟ به نظر من یه پنجشنبهء خوب، پنجشنبه ای ه که صبح تا ظهر به کارهای اداری ت برسی، ظهرش یه پیتزای خوشمزه خودتو مهمون کنی، بعد 4 - 5 ساعت وقت بعد از نهارت رو به جای بطالت، به کارهای معوقه ات برسی؛ و آخر سر یه معجزه جایزه بگیری. تازه توو این پنجشنبهء عزیز، یک مانتویی که سه چهار سال بلااستفاده (حالا تقریبن بلااستفاده) مونده بود، صرفن به خاطر اینکه دوختش کمی مشکل داشت، با کمترین هزینه، تبدیل به یک مانتوی قابل استفاده شد. 

حالا اگه گفتی این پنجشنبهء دلپذیر با چه جور جمعه ای کامل میشه؟ با یه جمعه ای که صبحش حسابی وقت داری بخوابی و از هوای خوش پاییزی لذت ببری؛ بعدش اتاقت رو مرتب کنی و سبد شستنی ها رو خالی کنی، یه بخش از کتابی که دوست داری رو توو آرامش بخونی؛ دوش بگیری و از آب گرم لذت ببری؛ و از همه مهمتر... صدای اثاث کشی ه همسایه ای که یه عمر سایه اش توو راه پله بر نگاهت سنگینی میکرده، این نوید رو بده که شاید هفته آینده جمعه ات بدون اونها بگذره هورا

  
نویسنده : corona ; ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٥


اسب مسابقه

فکر کنم یه یک هفته ای هست (شایدم بیشتر) که میخوام این مطلب رو بنویسم. وقت نمی شد؛ در مورد نژادهای مختلف اسب ه : یکسری اسبها ، اسب ِ مسابقه اند. یکسری دیگه ، اسبهای گاری. گروه سوم، اسبهای مزرعه. یکسری دیگه ، اسبهای صحرا، و گروه آخر هم اسبهای پونی که به تعداد خیلی کمی در حاشیه دریای خزر زندگی می کنند. هر کدوم از این نژادها برای مقصود خاصی مناسب هستند. مثلن اسب گاری رو نمیشه برد توو مسابقه. یا اسب مسابقه ای، به درد مزرعه و عصاری (کار توی آسیاب) نمیخوره و ...

حالا این حکایت ماهاست. یه گروهمون (به نظر من بچه های دهه پنجاهی) اسبهای مزرعه ایم. یه گروه دیگه (به نظر من بچه های دهه شصتی) بیشتر شبیه اسبهای مسابقه ای هستیم. باز گروه دیگه (که دهه هفتادی ها باشند) به اسبهای پونی بیشتر شبیهند. اینجوری ه که وقتی کنار یه دهه شصتی کار میکنم، احساس می کنم که هر لحظه داره با من مسابقه میده، با خودش مسابقه میده، با خواهرش توو خونه مسابقه میده، ... انگار مسابقه دادنش تمومی نداره. انگار اگر مسابقه نده و صاف مثل بچه آدم به زندگیش برسه و سرش به کار ه خودش باشه، دچار عذاب وجدان میشه یا شاید حتی خودش با خودش درگیر بشه! دلم برای این آدمهایی که همه جنبه های زندگی براشون به منزلهء مسابقه اس، میسوزه. آخه هر مسابقه ای یه طرفش بُرد ه و یه طرفش باخت. بردن که فقط یک لحظه غرور آفرین، حد فاصل ه دو تا مسابقه اس. و باختن که دردش زیاده. چرا این بچه ها به خودشون رحم نمی کنن؟

پ.ن. : اسبهای آزاد رو یادم رفت. گمونم خیلی وقته ندیدمشون... فراموش شدن از ذهنممتفکر

  
نویسنده : corona ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٤
تگ ها : اجتماعی


خسته

بی اندازه خسته ام. انقدر خسته که فقط یک روز شنا میتونه حالمو "کمی" بهتر کنه. امیدوارم فردا تنبلی نکنم و برم استخر. 

از اونطرف "آقا شیر" ه [که رئیس جدید بنده باشن] شبانه روزش کاریه (حتی پنجشنبه و جمعه!) و لابد منم اگر بخوام پا به پااش بتونم جلو برم باید مثل خودش باشم. دو هفته گذشته سعی خودمو کردم. اما امروز رسمن دارم "وا" میرم خمیازه هرچند از سماجت دو سه هفته گذشتهء خودم ناراضی نیستم. تمام تلاش ِ ممکنم رو به کار بردم و نتیجه اش هم [خدا رو شکر] بدک نیست. آخرین باری که یه ترکیب سه نفره از آذر و مرداد و اسفند داشتم، توو شرکت پیمان اینا بود. تجربهء خوبی بود. خلاصه اش اینکه به این ترکیب میشه امیدوار بود به نظرم. معادل ترکیب ِ "سخت کوشی" و "مدیریت" و "تیزهوشی" ه. 

توو شرکت ِ پیمان هم همین ترکیب تونست پروژه عریض و طویل ای که زهوارش در رفته بود رو نجات بده. اینجا خوشبختانه توو استارت ِ پروژه این ترکیب شکل گرفته. ضمن اینکه یک نفر چهارمی هم کمابیش و جسته-گریخته توو این ترکیب هست که زیرساخت رو آماده میکنه و خیلی خیلی با ملایمت و پنبه و اینا، تایید کارفرما رو میگیره. کاری که نه "آذر" بلد ه، نه "مرداد" و نه "اسفند"! نیشخند

  
نویسنده : corona ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٥
تگ ها : کار